غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

467

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

اغماض پوشانيده بتفويض ايالت ماردين سرافراز گردانيد و يرليغ جهان مطاع ارزانى داشته اجازت فرمود و در آن اثنا بمسامع جاه و جلال رسيد كه غيبت موكب همايون داروغهء نهادند امير مزيد برلاس را يكى از نوكران حق ناشناس بهلول نام بقتل رسانيده و آن بلده را ضبط كرده و گردن از طوق عبوديت پيچيده بنابر آن فرمان واجب الاذعان نفاذ يافت كه ميرزا سلطان حسين و خداداد حسينى با جمعى كثير از سالكان مسالك پهلوانى بر جناح استعجال بجانب نهاوند روان شدند و صاحبقران گيتىستان نيز متعاقب ايشان بدانصوب روانگشت و قبل از رسيدن موكب همايون ميرزا سلطان حسين و امراء نهاوند را مسخر گردانيده اتباع بهلول را به تيغ بيدريغ بگذرانيدند و او را در آتش انداخته بسوختند و صاحبقران كامران قرين سعادت و اقبال بهمدان رسيده شادروان عظمت و استقلال باوج افلاك برافراشت و ماه مبارك رمضان در آن فضاى راحت فزا بپايان رسانيد . ذكر توجه صاحبقران سعادت‌مند از همدان بجانب دار الملك سمرقند پادشاه عاليجاه صاحب تائيد در همدان بآداب فرايض و سنن روز عيد قيام و اقدام نموده اميرزاده محمد سلطان را با امير جلال حميد و امير شاه ملك و امير ارغون شاه اختاجى بجانب فارس فرستاد و فرمود كه تا هرموز بروند و تمامى سواحل گرمسيرات را مستخلص گردانند و صاحبقران بىهمال در يازدهم شوال سال هفصد و نود و هشت بجانب ماوراء النهر در حركت آمده بهرديار كه ميرسيد از كيفيت سلوك حكام ميپرسيد و ظلمه را تاديب نموده داروغه كان عادل را بانعام و احسان خوشدل و بهره‌ور ميگردانيد و چون بولايت خراسان درآمد والى هراة امير آقبوغا باقامت مراسم استقبال استعجال نموده بشرف بساطبوسى استسعاد يافت و پيشكشهاى لايق كشيده بمقر عز خود شتافت و صاحب قران گردون غلام بسرعت تمامى طى منازل فرمود و بكشتى از آب آمويه بگذشت و حضرت عاليات سلطان بخت بيكم و سرايملك خانم و تومان آغا و ديگر خواتين بلقيس آئين با اميرزاده شاهرخ قاعدهء استقبال مرعى داشته سعادت ملاقات دريافتند و نثارها كرده لوازم نياز بجاى آوردند و صاحبقران حميده آثار از خزار بكش رفته به زيارت شيخ شمس الدين كلار و ديگر مشايخ آنديار تشريف برد و دربارهء حفاظ و مجاوران آن مزارات انعامات كرد و روزى چند بخرمى و شادكامى گذرانيده از آنجا بسمرقند خراميد و بعد از دريافتن شرف طواف مراقد اولياء و اكابر بساط عيش و نشاط مبسوط گردانيد خراج سه ساله برعايا بخشيد و بعضى از متغلبان و ظلمه را كه بمردم حيف كرده بودند بسياست رسانيد و آن زمستان در غايت دولت و اقبال در آن بلدهء جنت مثال بسر برده در اول فصل بهار قصر باغ شمال را تعمير فرمود و بعد از اتمام آن مقام جشنهاى خسروانه ترتيب نمود نظم خسرو تاج‌بخش تخت نشين * شاه دارا سپاه جم آئين چند روزى بقصر